overall

دانشجــو مــؤذن جامعـــــه است ، اگر خـــواب بماند نماز همه قضـــا میشود. ««شهید بهشتی ره»»

 
در انتظار مرگ...
نویسنده : The servant of God - ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳۱
 

اگه حال و حوصله ی قیافه ی نحس سگ انگلیسی رو دارید لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید


 
 
Will put and end to the desecration of sacred symbols |Design
نویسنده : The servant of God - ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳۱
 
دوستان لطفا خودشون معنی رو پیدا کنن
این یک امتحان پایان میان ترم است (عکس در ادامه ی مطلب)

 
 
الهام علی اف و اسرائیل!
نویسنده : The servant of God - ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳۱
 

خداییش ضایع نیست اسم این نامرد(عکس در ادامه ی مطلب) سیبیل کلفت الهام باشه!!!


 
 
اینم از شاهین نجسی...
نویسنده : The servant of God - ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۳
 

خواستم مطلبی رو علیه شاهین نجسی بنویسم ، دیدم اون ملعون ارزش این رو نداره...


 
 
سروده آیةالله صافی برای میلاد فاطمه زهرا(س)
نویسنده : The servant of God - ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۳
 

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی قطعه شعری را به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) سروده است.برای خواندن به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید


 
 
احمقانه ترین روش ها برای زیبایی(+13)
نویسنده : The servant of God - ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٧
 

اگر می خواهید با دردناک ترین و به نوعی احمقانه ترین روش ها برای زیبایی آشنا شوید این مطلب را مطالعه کنید.


 
 
رونمایی از کتاب «من مادر مصطفی» با حضور مادر شهید احمدی روشن
نویسنده : The servant of God - ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٧
 

کتاب «من مادر مصطفی» نوشته رحیم مخدومی فردا با حضور مادر شهیدمصطفی احمدی روشن در بخش «بیداری اسلامی» نمایشگاه کتاب تهران رونمایی می شود.

 به گزارش فارس ، در بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران برخی از موسسات و انتشاراتی ها در بخش های جنبی به ارائه خدمات به بازدیدکنندگان می پردازند که از جمله آنه می توان به موسسه رسول آفتاب اشاره کرد.

 
 
روح ملکوتیش در شلمچه به آسمانها رفت
نویسنده : The servant of God - ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۱
 

کربلا هنوز بیداراست واز چشمه های طهارت و آزادیش ،نینوای دلاوریهای دلاور مردان وسردارانمان یاد می کند کربلا هنوز بوی خون می دهد و شام بیداردلان با نوای پیروزی حق بر باطل معطر می گردد...


 
 
عجب عکسیه!!!
نویسنده : The servant of God - ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۱
 

دنیایی از نور در 150 کیلوبایت فایل jpg در ادامه ی مطلب ؛

از دستش ندین.


 
 
آغاز ساخت "RQ170" توسط سپاه پاسداران
نویسنده : The servant of God - ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۱
 

فرمانده نیروی هوا فضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جزئیات جدید و بسیار مهمی از پهپاد جاسوسی آمریکا که دراختیار ایران قرار دارد خبر داد.


 
 
میدونی چرا گناهکارا پولدارترن؟
نویسنده : The servant of God - ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۱
 

هر گاه خداوند برای بنده ای شر بخواهد(یعنی خودش مستحق آن شر شود) ، وقتی گناهی از او سر زد در پی آن نعمتی به او بخشد تا استغفار را از یاد برده و به گناهش ادامه دهد.(امام صادق (ع)-بحارالانوار ، ج 62 ، ص 779)


 
 
صد ساعت بیداری شهید احمد کاظمی در بم
نویسنده : The servant of God - ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۱
 

زلزله بم اما جدا از همه جنبه‌های فنی و ناظر بر ساختمان سازی، فرصتی بود برای انسان‌سازی و چه خوب، کسی که در بم نگاه داشتن آتش شوق سال‌های خون و شهادت را در سینه خود به ظهور رساند، چند سالی بعد، پاداش حقیقی خود را دریافت کرد...


 
 
انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون
نویسنده : The servant of God - ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٠
 

خبرگزاری فارس: فرمانده نیروی انتظامی بناب گفت: یک جلد قرآن مربوط به دوران صفوی در بناب کشف شد.



 
 
در ازدحام جمعیت مبتلای شهر گم می‌شود صدای دلم لا‌به‌لای شهر...
نویسنده : The servant of God - ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٠
 

در ازدحام جمعیت مبتلای شهر
گم می‌شود صدای دلم لا‌به‌لای شهر

دیوارها بتونی و دیدارها یخی
سر رفته است حوصله‌ام در فضای شهر

این‌جا کسی هوای پریدن نمی‌کند
این‌جا افق رسیده به دیوارهای شهر

این‌جا زمان به وقت زمین است و ناگزیر
خاکی شده‌ست روحیه‌ی ایده‌های شهر

دیشب دوباره هم‌دم حافظ شدم و او
می‌گفت معتبر شده گویا گدای شهر

می‌گفت «سنگ، لعل شود در مقام صبر»
آری شود! ولی تو بگو در کجای شهر؟!

هر چند بد! ولی چه کنم؟ واقعیت است
بی‌حاصلی‌ست حاصل دیدارهای شهر

http://noon.razedel.ir


 
 
12 خاطره از شهید زمان رضا کاظمی ،فرمانده اطلاعات عملیات گردان امام حسین(ع)
نویسنده : The servant of God - ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱
 

کوچک بودم. با یک دوربین توی دستش آمد توی حیاط. گفت:«عمو! برو روسری قشنگ سرت کن، عطر بزن، بیا ».گفتم:« عطر برای چی؟». گفت:« برای این که عکست همیشه بوی عطر بده. »من هم که فکر کردم راست می‌گوید، این کار را کردم. موقع عکس گرفتن آنقدر بالا و پایین کرد...نیم ‌ساعت سرکار بودم. بعد از چند سال، با نگاه کردن به آن عکس به یاد شوخی‌هایش می‌افتم