overall

دانشجــو مــؤذن جامعـــــه است ، اگر خـــواب بماند نماز همه قضـــا میشود. ««شهید بهشتی ره»»

 
عقاید وهابیت

وهابیت

به داد اسلام برسید

 وهابیت  در نگاه مقام معظم رهبری


قسمتی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیه الله خامنه ای :

آمریکا وهابیت را علیه وحدت مسلمین تجهیز کرده است مردم را به دست هایی که امروز وحدت را می شکنند ،توجه بدهید.با مردم هم صریح حرف بزنید.امروز آن دستی که آمریکا علیه وحدت تجهیز کرده ، عبارت از همین دست پلید وهابیت است.این را صریح به مردم بیان کنید ،پرده پوشی نکنید از اول ، وهابیت را برای ضربه زدن به وحدت اسلام و ایجاد پایگاهی - مثل اسراییل- در بین جامعه ی مسلمان ها به وجود آوردند . همچنان که اسراییل را برای اینکه پایگاهی علیه اسلام درست کنند ، به وجود آوردند ، حکومت وهابیت و این رؤسای نجد را به وجود آوردند تا داخل جامعه ی اسلامی ، مرکز امنی داشته باشند که به خودشان وابسته باشند و می بینید هم که وابسته اند . 
الان این سلاطینی که در بقعه ی اسلام وهابی هستند ، از اینکه به وابستگی و رفاقت و طرفداری خودشان از سیاست های دشمنان اسلام - یعنی آمریکا- تصریح کنند ، ابایی ندارند و آن را پوشیده نمی دارند . اگر کسی بگوید شماباآمریکا مخالفید ، بدشان می آید !

اگر کسی بگوید شما با آمریکا موافق و هم دستید ، بدشان نمی آید ! این ، درست یک میزان و ملاک و معیار است . شما باید مسلمان و حاکم اسلامی واقعی را هم از اینجا بشناسید .

آن که با دشمنان اسلام دشمن است ، او در خط اسلام است و آنکه با دشمنان اسلام دوست می باشد و مباهی به این دوستی است ، او در خط کفر است . دوستی او به معنای اینکه منافع او را در حد " اشدٌ رعایه" رعایت کند ، است . وقتی که در کشور و شهر او بگویند : «مرگ بر آمریکا » ، او بدش بیاید ! یک وقت مردم خودش می گویند : « مرگ بر آمریکا » ، که ممکن است آمریکاییها بگویند چرا مردم خودت این شعار را می دهند ؟ اما یک وقت ، میهمانان یا مسافرانی از جای دیگر به اینجا آمده اند و می گویند : « مرگ بر آمریکا » ؛ تو چرا سینه سپر می کنی ؟! این نیست ، مگر همکاری و همراهی شدید با دشمن خدا و اسلام . این ، همان ریشه ی وهابیت است که امروز ثمره ی پلید و خبیثه ی خودش را نشان می دهد.

وهابیت و تفرقه

 اندیشمندان اهل سنت از دیر باز ،نگاهی نقادانه به فرهنگ و معارف شیعی داشته اند و همواره سوالات و شبهاتی را مطرح کرده اند .این رویکرد با ظهور وهابیت در شبه جزیره عربستان روند وسیع تر و شدیدتری به خود گرفته است و پس از پیروزی انقلاب پر شکوه اسلامی ایران این هجمه با روش های مدرن و با استفاده از رسانه های عمومی مانند اینترنت و ماهواره در سطحی وسیع گسترش یافته است.

این تهاجم در سالهای اخیر گسترش چشمگیری داشته است به گونه ای که همه گروه ها ،از مردم عادی تا اساتید ،دانشجویان، دانش آموزان و حتی روحانیون کاروان های حج را هم در برگرفته است.با این که این شبهات ،غالبا از افتراء و دروغ و یا جهل و نادانی سرچشمه گرفته است،ولی از مسئولیت اساتید و دانش پژوهان در پاسخ گویی به آن کاسته نمی شود.

زیرا مخالفان مکتب اهل بیت ،هرگز تصور نمی کردند که فرهنگ غنی شیعه بتواند ملت ایران را این چنین به صحنه بیاورد که با دست خالی ، ولی با قلبی آکنده از ایمان و عشق به اسلام ،طومار حکومت تا دندان مسلح را – با آن همه حمایت های بی دریغ شرق و غرب- برای همیشه در هم بپیچد و به جای آن ،حکومت اسلامی بر پایه فقه شیعه تاسیس نماید.

به همین جهت ، مخالفان مکتب اهل بیت ، وقتی که با گسترش فرهنگ تشیع ،موقعیت خود را در خطر می بینند، با تالیف کتاب های ضد شیعی مملو از تهمت و کذب ، سعی در مخدوش کردن چهره نورانی مذهب شیعه را در سطح جهانی دارند.

وهابیت

یکی از انگیزه های تهاجم وسیع  وهابیت بر ضد مذهب اهل بیت (ع) ،ترس و وحشت آن ها از گسترش فرهنگ برخاسته از قرآن در میان جوانان و دانشمندان تحصیل کرده و استقبال آن ها از این مکتب نورانی مطابق با سنت راستین محمدی (ص) است،ذکر نمونه هایی از این دست بیان گر عمق وحشت آن هاست؛دکتر عصام العماد فارغ التحصیل دانشگاه «الامام محمد بن سعود» در ریاض و شاگرد بن باز (مفتی اعظم سعودی) و امام جماعت یکی از مساجد بزرگ صنعاء و از مبلغین وهابیت در یمن که کتابی نیز در اثبات کفر و شرک شیعه تحت عنوان «الصله بین الانثی عشریه و فرق الغلاه نوشته است با آشنایی با یکی از جوان های شیعه با فرهنگ نورانی تشیع آشنا شد و از فرق وهابیت دست کشید و به مذهب شیعه مشرف گردید.دکتر عصام در کتابی که به همین مناسبت تالیف نموده ، می نویسد: با مطالعه کتاب هایی که وهابیت در سالهای اخیر نوشته اند به یقین در می یابیم که آنان احساس کرده اند که تنها مذهب آینده همان مذهب شیعه امامیه است.

« و کلما نقرء کتابات اخواننا الوهابیین نزداد یقینا بان المستقبل للمذهب الاثنی عشری لانهم یتبعون حرکه الانتشار السریعه لهذا المذهب فی وسط الوهابیین و غیرهم من المسلمین. » سپس از قول شیخ عبد الله الغنیمان استاد «الجامعه الاسلامیه » در مدینه منوره نقل می کند: «ان الوهابیین علی یقین بان المذهب (الاثنی عشر) هو الذی سوف یجذب الیه کل اهل سنت و کل الوهابیین فی المستقبل القریب.» ( وهابییون به یقین دریافته اند، تنها مذهبی که در آینده ، اهل سنت و  وهابیت را به طرف خود جذب  خواهد کرد، همان مذهب شیعه امامی است.)

پیشینه فکری


ابن تیمیه بنیانگذار فکری وهابیت

احمد بن تیمیه در سال 665ق ، پنج سال پس از سقوط خلافت بغداد در حران از توابع شام به دنیا آمد و تحصیلات اولیه را در آن سرزمین به پایان برد پس از حمله مغول به اطراف شام به همراه خانواده اش به دمشق رفت و در آن جا اقامت گزید.
در سال 698 ه ق ، به تدریج آثار انحراف در وی ظاهر شد، خصوصا به هنگام تفسیر آیه شریفه (الرحمن علی العرش استوی)، در شهر حماه برای خداوند تبارک و تعالی جایگاهی در فراز آسمان ها که بر تخت سلطنت تکیه زده است ، تعیین کرد.این تفسیر مخالف آیات قران چون «لیس کمثله شی» و «لم یکن له کفوا احد»می باشد که خداوند را از هر گونه تشبیه به صفات مخلوقات باز داشته است.

انتشار افکار باطل «ابن تیمیّه»در دمشق و اطراف آن غوغایی به پا کرد ،گروهی از فقها علیه او قیام کردندواز جلال الدین حنفی ، قاضی وقت محاکمه وی را خواستار شدند، ولی او از حضور در دادگاه امتناع ورزید.
«ابن تیمیه » همواره با آراء خلاف خود افکار عمومی را متشنّج ، و اعتقادات عمومی را جریحه دار می کرد، تا این که هشتم رجب سال 705 ه ق ، قضات شهر همراه با وی در قصر نائب السلطنه حاضر شدند ، و کتاب « الواسطیّه » وی قرائت شد، پس از دو جلسه مناظره با« کمال الدین زملکانی» و اثبات انحراف فکری و عقیدتی« ابن تیمیّه » او را به مصر تبعید کردند .

در آن جا نیز به خاطر نشر اندیشه های انحرافی توسط « ابن محلوف مالکی » قاضی وقت به زندان محکوم گشت، و سپس در 23 ربیع الاول سال 707 ه ق ، از زندان آزاد شد، ولی به خاطر پا فشاری بر نشر عقاید باطلش ، قاضی «بدر الدین » وی را محاکمه کرد و احساس نمود که وی در قضیه توسل به پیامبر (ص) ادب را نسبت به حضرت رعایت نمی کند، بنا براین او را روانه زندان کرد .

عاقبت در سال 708 ه ق از زندان آزاد شد .ولی فعالیت مجدد وی باعث شد که آخر ماه صفر سال 709 ه ق ، به اسکندریه مصر تبعید شود، و پس از 8 ماه به قاهره بازگردد.ابن کثیر می نویسد: در 22 رجب سال 720 ه ق ، به خاطر فتاوای دور از مذاهب اسلامی به دار السعاده احضار شد ، و قضات هر چهار مذهب ( حنفی ، شافعی ، حنبلی ،مالکی ) او را مذمت و به زندان محکوم کردند ، تا این که در محرم سال 721 ه ق از رندان آزاد گردید .ابن حجر عسقلانی و شوکانی از علما ء بزرگ اهل سنت می نویسند: قاضی شافعی دمشق دستور داد که در دمشق اعلام کنند که: « من اعتقد عقیده  ابن تیمیّه حّل دمه وماله » .هر کس معتقد به عقاید ابن تیمیّه باشد خون و مالش حلال است .
سخن ابن تیمیّه  و پیروان وهابی او در اثبات جسمانیت حق تعالی مخالف کتاب و سنت است زیرا آیه شریفه «لیس کمثله شی» صراحت دارد که خداوند مانندی ندارد و آیه شریفه «قل هو الله احد » نیز دلالت می کند که او بی همتاست.

ابن تیمیّه و تکفیر مسلمین و قتل آنان

خطرناک ترین چیزی که ابن تیمیّه بنیانگذار فکری وهابیت در آغاز دعوت خویش مطرح ساخت و افکار عمومی را متشنّج و عقاید مردم را جریحه دار کرد، متهم ساختن مسلمانان به کفر و شرک بود.او رسما اعلام کرد «من یاتی الی قبر نبی او صالح ویسئله حا جته و یسجده و یستنجده ....فهکذا شرک صریح یجب ان یستتاب صاحبه ،فان تاب ، والا قتل »
انتقادات بزرگان اهل سنت از «ابن تیمیّه»برخی از شخصیت های بزرگ اهل سنت و معاصر ابن تیمیّه ، مطالب وی را به نقد کشیده و برخی کتاب های مستقل در بطلان آراء او تالیف کرده اند، مانند: « تقی الدین سبکی » که دو کتاب به نام های «شفاءالسقام فی زیاره خیر الانعام » و«الدره المضیه فی الرد علی ابن تیمیّه » نوشت .

انتقاد تند ذهبی از ابن تیمیّه

ذهبی دانشمند بلند آوازه عصر ابن تیمیّه در نامه ای خطاب به وی می نویسد: ای بی چاره ، انان که از تو متابعت می کنند در پرتگاه زندقه و کفر و نابودی قرار دارند ، نه این است که عمده پیروان تو عقب مانده ، گوشه گیر ، سبک عقل ، عوام ، دروغ گو ، کودن ، بیگانه ، فرومایه ، مکار ، خشک ، ظاهر الصلاح وفاقد فهم هستند.اگر چنان چه سخن مرا قبول نداری آنان را امتحان کن و با مقیاس عدالت بسنج.تا کی سخنان ناشایست خود را بالا تر از احادیث صحیح بخاری ، و صحیح مسلم می شماری ؟ ای کاش احادیث آن دو کتاب از اعتراض تو در امان مانده بود ، تو بعضی اوقات آن ها را تضعیف کرده و بی ارزش می کنی و یا توجیه نموده و انکار می کنی !!

آیا وقت آن نرسیده است که از جهل و نادانی دست برداری و توبه کنی ؟ بدان که مرگت نزدیک شده است ، به خدا قسم گمان نمی کنم تو به یاد مرگ باشی ، بلکه کسانی را  که به یاد مرگ هستند تحقیر می کنی !... تو با من که دوستت هستم این چنین برخورد می کنی پس با  دشمنانت چه خواهی کرد .به خدا سوگند در میان دشمنانت ، افراد صالح و شایسته و عاقل و دانشور فراوان هستند چنان که در بین دوستان تو افراد آلوده ، دروغ گو ، نادان و بی عار زیاد به چشم می خورند.

عوامل انزوای ابن تیمیّه وعلل گسترش مجدد افکار او

افکار باطل ابن تیمیّه در منطقه شامات که مهد علم و دانش بود ، با انتقادات و اعتراضات علما و دانشمندان مذاهب مختلف مواجه شد ، که در نتیجه باعث انزوای ابن تیمیه و افکار و عقاید وی نیز به بوته فراموشی سپرده شد ولی در قرن دوازده این افکار در منطقه نجد که از تمدن و فرهنگ بی بهره بود مجددا منتشر شد و پس از آن سعودی با پشتیبانی قدرت های استعماری ، به ترویج آن پرداخت . 


شکل گیری وهابیت


ریشه های تاریخی وهابیت:

تبلیغ وهابیت مبتنی بر انحرافات شدید در امور اعتقادی و اثبات شرک کفر فرق اسلامی توسط ابن تیمیه در سال 698 ه ق در منطقه شام آغاز گردید که با مخالفت صریح دانشمندان بزرگ اهل سنت و شیعه روبرو شد.
او در سال 728در زندان قلعه دمشق جان سپرد که با مرگش افکار وی نیز به فراموشی سپرده شد.ترویج مجدد افکار باطل ابن تیمیه توسط محمدبن عبد الوهاب در سرزمین نجد و هماهنگی با محمد بن سعود حاکم «دِرعیه» در سال 1157 آغاز گردید ، که با نبرد های خونین بر سواحل خلیج فارس و تمامی منطقه حجاز سلطه یافتند. خاندان سعود به ترتیب یک دوره 75 ساله ، قدرت را در اختیار داشتند، که تا سال 1233 طول کشید، این افراد عبارتند از : محمد بن سعود ، عبد العزیز بن محمد ،سعود بن عبد العزیز وعبد الله بن سعود.

با قلع وقمع دولت نجد به دست ابراهیم پاشای عثمانی وقتل عبد الله بن سعود در اسلامبول ،خاندان سعودی از قدرت ساقط شد ، و برای مدتی قریب 80 سال در عزلت گذراندند.

نخستین دولت سعودی


محمد بن سعود :حاکم و امام وهابیت بین سال های 1157 -1179 .

عبد العزیز بن محمد )متولد سال 1133 ومتوفای 1218) رهبر وهابیت بعد از پدرش.

سعود بن عبد العزیز: (متوفای 1229).

عبد الله بن سعود : که در سال 1233،در استامبول کشته شد.

رهبران دینی وهابیت پس از فروپاشترکی بن عبد الله بن محمد بن سعود ، که در سال 1249 به قتل رسید.

فیصل بن ترکی بن عبد الله ( متولد 1213، ومتوفای 1282)

عبد الرحمن بن فیصل بن ترکی ( متوفای 1346).

دومین دولت سعودی

عبد العزیز بن عبد الرحمن در سال 1391 از کویت به نجد آمد وبا کمک بازماندگانی از پیروان مسلک وهابیت و با تکیه بر کمک های بی دریغ انگلیسی ها وفرانسوی ها ، و در مدت 20 سال مبارزه و تلاش در تقسیم کشور های عربی ، کشور عربستان سعودی را تاسیس کرد، که هم اکنون فرزندان وی بر این کشور حکومت می کنند.
ملک عبد العزیز بن عبد الرحمن ( متوفای 1373 ) در سال 1319 از کویت به ریاض برگشت  و در طی بیست سال مبارزه ،دوباره بر حجاز مسلط شد ، و سلطنت آل سعود را پی ریزی کرد .

ملک سعود بن عبد العزیز: (متولد 1319 ، متوفای 1388) .

ملک فیصل بن عبد العزیز : (متولد 1324، متوفای 1395) در سال 1387 زمام دولت را به دست گرفت و به توسعه حرمین پرداخت .

ملک خالد بن عبد العزیز )متولد 1331، متوفای 1402) در سال 1395 زمام کشور را به دست گرفت.

ملک فهد  بن عبد العزیز : (متولد 1340 )

ملک عبد الله بن عبد العزیز.

نگاهی گذرا به زندگی محمد  عبد الوهاب

«محمد بن عبد الوهاب در سال 1115 ،در شهر عُیینه از توابع نجد عربستان به دنیا آمد، او فقه حنبلی را در زادگاه خود آموخت و آن گاه برای ادامه تحصیل رهسپار مدینه منوره شد.

او در دوران تحصیل مطالبی به زبان می آورد که نشانگر انحراف فکری او بود به طوری که برخی از اساتید او نسبت به آینده او اظهار نگرانی می کردند .

گفتنی است که وی مبتکر وبنیان گذار فرقه وهابیت نبود ، بلکه قرن ها پیش از او این عقاید یا بخشی از آن توسط برخی از عالمان کج اندیش حنبلی مانند « ابن تیمیه» ، و شاگردان او اظهار شده بود ، ولی با توجه به مخالفت های صریح علمای اهل سنت وشیعه در بوته فراموشی سپرده شده بود ، و مهمترین کاری که محمد بن عبد الوهاب انجام داد این بود که عقاید ابن تیمیه را به صورت یک فرقه و یا مذهب جدیدی در آورد که با تمام مذاهب چهارگانه اهل سنت و مذهب شیعه تفاوت داشت .

 

آغاز ترویج وهابیت و برخورد مردم با آن

دکتر منیر العجلانی می نویسد: محمد بن عبد الوهاب در آغاز کارش به بصره آمد ، و عقایدش را اظهار نمود ، که با مخالفت شدید بزرگان بصره مواجه شد ، که در نتیجه مردم علیه او قیام نموده و او را از شهر بیرون کردند 
او سپس به بغداد و کردستان و همدان و اصفهان روانه شد و سرانجام به زادگاه خویش برگشت .
او در زمان حیات پدرش جرات اظهار عقاید خویش را نداشت ولی پس از ان که پدر او در سال 1153در گذشت محیط را برای اظهار عقاید خویش مساعد یافت و مردم را به ایین جدید فرا خواند.

ولی اعتراض عمومی مردم که نزدیک بودخونش را بریزند او را ناگزیر کرد تا به زادگاه خویش عیینه باز گردد و بر اساس پیمانی که با امیر آنجا «عثمان بن معمر» بست که هر دو بازوی یکدیگر باشند عقاید خود را تحت حمایت او بی پرده مطرح ساخت ولی طولی نکشید که حاکم عیینه به دستور فرمانروای احساء وی را از شهر عیینه خارج کرد.محمد بن عبدالوهاب به ناچار شهر درعیه را برای اقامت برگزید و با پیمان جدیدی که با محمد بن سعود حاکم درعیه بست که حکومت از ان محمد بن سعود و تبلیغ به دست محمد بن عبد الوهاب باشد.

او در آغاز کار به مطالعه زندگینامه مدعیان دروغین نبوت مانند « مسیلمه کذاب» ،«سجاج »، « اسود عنبسی» و«طُلیحه اسدی » علاقه خاصی داشت ، برخی از اساتید و علما و حتی پدرش وی را گمراه دانسته و مردم را از اطاعت وی منع می کردند.

اولین کتابی که بر ردّ عقاید باطل او نوشته شد توسط برادرش (سلیمان بن عبد الوهاب) به نام «الصواعق الالهیه  فی الردّ علی الوهابیه» بود.

عزیزان جهت شناخت بیشتر وابیون توصیه می کنم کتاب خاطرات مستر همفر را حتما بخوانید.

برگرفته از:www.yaresafarkardeh.blogfa.com