overall

دانشجــو مــؤذن جامعـــــه است ، اگر خـــواب بماند نماز همه قضـــا میشود. ««شهید بهشتی ره»»

 
ماجرای فدک « قسمت اول »
نویسنده : The servant of God - ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٩
 

ما در شرائطی قرار گرفته ایم که اصول اعتقادی ما مخصوصاً اصل امامت از طرف دشمنان بوسیلة راه های مختلف مورد هجوم قرار گرفته و عده ای سعی دارند به کمک شبهات گوناگون اعتقادات شیعیان را سُست و منحرف کنند، بخاطر همین وظیفه ی شرعی تک تک ماست که از این اعتقادات دفاع کنیم، همان کاری که حضرت زهرا(س) انجام داد؛ دفاع از ولایت ، دفاع از خلیفة پیامبر(ص) ، دفاع از علی(ع).


البته آنچه در اینجا دنبال می کنیم تنها بحثی درون مذهبی و مبتنی بر نقل های مسلم تاریخی  است که بدون هیچگونه توهین واهانت به مقدسات اهل سنت، به صورت کاملا منطقی، به مسئله ی فدک و ثمره ی آن در ابطال خلافت ابوبکر و اثبات حق علی بن ابیطالب(ع) می پردازیم، لذا برای جلوگیری از اطناب، از استناد به منابع اولیه خودداری می­کنیم و علاقه­مندان را به کتاب هایی چون « نهج الحیاة»( فرهنگ سخنان فاطمه س) به تألیف و ترجمه ی حجة الاسلام والمسلمین محمد دشتی، «فروغ ولایت» نوشته ی حضرت آیة الله سبحانی و «مظلومیت بزرگترین بانو» نوشته ی حضرت آیة الله میلانی ارجاع می دهیم تا تفصیل بیشتر و تبیین بهتر مطالب را در آنجا دنبال کنند.

  بعد از وفات پیامبر اکرم (ص) عده ای با وجود تاکید و سفارش ایشان در مورد جانشینی و ولایت علی بن ابیطالب (ع) دچار اختلاف شدند و نهایتاً بعد از تشکیل شورای سقیفه با خلافت و جانشینی ابوبکر موافقت کردند و او را به عنوان پیشوای مردم معرفی کردند . در مقابل چنین ادعایی، عده ای از صحابه، رهبری مسلمین را منحصر در خلیفه ی منصوب از جانب پیامبر(ص) یعنی حضرت علی(ع) می دانستند.

   به روزگار خود نگاه می کنیم که اگر کسی بخواهد راه درست و حق را بدست بیاورد و برای پیمودن راه مستقیم پیشوائی صالح و الگویی مناسب پیدا کند به چه کسی باید اقتدا کند؟ ادعای ما اینست که واضح ترین و روشن ترین دلیل برای کسی که به دنبال حق می گردد، تبعیت از سیرة حضرت زهرا (س) است و این که ببینم ایشان در مقابل اختلافات امت چه کردند؟

  شاید کسی بپرسد چرا حضرت زهرا(س)؟ جواب ما  حدیثی از رسول خدا(ص) است که در کتب معتبر اهل سنت مثل صحیحین هم نقل شده که حضرت فرمودند : « إنّ اللهَ یغضبُ لغضبکِ و یرضی لرضاکِ یا فاطمه خداوند با غضب تو غضب می کند و با رضایت تو راضی می شود . »

  پس برای سنجش و تشخیص حق از باطل به رفتار کسی نگاه می کنیم که معیار سنجش خشم و رضایت خداوند ، خشم و رضایت اوست . اگر حضرت زهرا(س) نسبت به هر کدام از این دو گروه ( ابو بکر و حضرت علی ع) ، رضایت داشت پس همان حق است و مورد رضایت خداست و هرکدام که ایشان از او غضبناک بود باطل است و مورد خشم خدا .

  یکی از مواردی که موجب خشم و غضب حضرت زهرا (س)  نسبت به ابوبکر و طرفدارانش شد و باطل بودن خلافت او را به روشنی نشان داد ، ماجرای غصب فدک است . ( غصب یعنی اینکه چیزی به زور از کسی گرفته شود ) .

  قبل از اینکه ماجرای غصب فدک راتوضیح بدهیم باید به سؤالی پاسخ بدهیم و آن اینکه چرا حضرت زهرا (س) به خاطر پس گرفتن باغ و زمینی با خلیفة غاصب آن زمان درگیر شد و آنقدر پا فشاری کرد ؟ مگر دارائی های دنیا چقدر برای حضرت زهرا (س) اهمیت داشت ؟ باید توجه داشته باشیم پس­گرفتن فدک بهانه ای بود برای اینکه مردم بفهمند کسی که فدک را ظالمانه و به زور  از دختر رسول خدا (ص) می گیرد، لیاقت خلافت و جانشینی پیامبر(ص) را ندارد . در واقع حضرت زهرا(س) به همه نشان می دهد که غصب فدک مساوی است با غصب خلافت. به اصطلاح امروزی میتوان گفت ایشان با اثبات این ظلم، کفر درون دل منافقان را درآورد و برای همگان در طول تاریخ مشخص کرد…


  فدک ، سرزمین آباد و حاصلخیزی بود که در نزدیکی خیبر قرار داشت و محلی امن برای توطئه ی یهودیان به شمار می رفت . بعد از جنگ خیبر و فتح قلعه های آنجا به دست امیرالمومنین (ع)  ، مردم سرزمین فدک بدون این که با مسلمانان وارد جنگ شوند تسلیم شدند.

  در دستورات اسلامی آمده سرزمین هایی که از طریق جنگ و نبرد نظامی گرفته می شود به عموم مسلمانان تعلق دارد و اداره ی آن به دست حاکم اسلامی است . اما سرزمینهایی که بدون حمله ی نظامی در اختیار مسلمانان قرار بگیرد متعلق به شخص پیامبر (ص) و امام بعد از اوست .

   تمام مفسران شیعه و گروهی از اهل سنت این مطلب را در کتب خود می نویسند که : وقتی آیه ی « و آت ذا القربی حقه » (حق نزدیکانت را بده)  نازل شد، پیامبر(ص) دختر خود حضرت زهرا(س) را خواست و فدک را به او واگذار کرد و در جمع مردم، سند آن را به نام حضرت زهرا(س) نوشت .

  نتیجه : فدک در زمان حیات رسول خدا (ص) ملک حضرت زهرا (س) بوده است و اصلاً جزو اموال پیامبر نبوده که بعد از ایشان به عنوان ارثیه به حضرت زهرا (س) برسد . مال شخصی ایشان بود که اختیار تصرف در آن را به پیامبر (ص) سپرده بودند و بعد از رحلت پیامبر(ص) به دست خود ایشان و حضرت علی (ع) اداره می شد . (البته در شماره های بعدی خواهیم گفت که چرا بحث ارث بردن آن از پیامبر (ص) مطرح می شود .)

این مطلب از یکی از گفت وگوهایی که آن حضرت در جمع مسلمین با ابوبکر و عمرداشتند، فهمیده می شود که آنرا بطور اختصار می آوریم؛

   آن حضرت فرمودند:

«آیا باغ های فدک در دست من نبود ؟ و وکلا و کارگران من در آن کار نمی کردند ؟ …»

   ابوبکر و عمر گفتند: « آری»

   حضرت ادامه دادند :

«پس چرا آنچه را که در دست من بود از من گرفتید و حتی از مدرک و سند آن هم سوال نکردید ؟ »

   آنها گفتند : «برای این که فدک جزو اموال مسلمین است .»

   ایشان فرمودند :

« آیا شما می خواهید آن چه را که رسول خدا (ص) انجام داده دگرگون کنید…» سپس فرمودند:« ای مردم مدینه بشنوید این دو نفر چه میگویند و چه می کنند! …»

 انشاءالله  ادامه ی گفتگوی آنها و استدلال  حضرت برای اثبات حق خودرا در قسمت بعد دنبال خواهیم کرد…

www.mnab.ir