overall

دانشجــو مــؤذن جامعـــــه است ، اگر خـــواب بماند نماز همه قضـــا میشود. ««شهید بهشتی ره»»

 
گفتم شاید بهروز من هم با شهدا آمده باشد
نویسنده : The servant of God - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٤
 

مادر شهید مفقودالاثر «بهروز صبورِی» در حالی که اشک می‌ریزد، می‌گوید: امروز از ساعت 7 صبح منتظر بودم دوستان بهروز بیایند. گفتم شاید بهروز من هم با شهدا آمده باشد.


او در حالی که عکس فرزند مفقودش را در آغوش گرفته بود، گفت:‌ امروز از ساعت 7 صبح منتظر بودم دوستان بهروز بیایند. گفتم شاید بهروز من هم با آنها آمده باشد.

این مادر شهید مفقودالاثر که اشک گونه‌هایش را خیس کرده است، ادامه داد: اگر یک روزی هم حالم بد باشد و نتوانم در مراسم تشییع شهدا شرکت کنم، برای دیدارشان به معراج شهدا می‌روم. من دیوانه‌وار شهدا را دوست دارم. آنها برای من با بهروز فرقی ندارند.

این مادر شهید که در همه مراسم‌های تشییع شهدا به امید پیدا کردن نشانه‌ای از تنها گمشده‌اش خود را به مراسم می‌رساند، در حالی که گریه می‌کرد و زیر لب ذکر می‌گفت، زیر تابوت شهیدی را گرفت و وارد حرم شد.

خبرگزاری فارس