overall

دانشجــو مــؤذن جامعـــــه است ، اگر خـــواب بماند نماز همه قضـــا میشود. ««شهید بهشتی ره»»

 
توبه ی من یا توبه ی ابولبابه ؟؟؟
نویسنده : The servant of God - ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۳
 

ابولبابه کسی بود که از طرف پیامبر نزد قبیله ی بی قریظه (یهودیان) رفت و در آنجا قصد دادن مشاوره به آنها را داشت که آیا صلح با پیامبر را بپذیرند و از شهر خارج شوند و یا اینکه در مقابل پیامبر ایستادگی کنند .
ابولبابه داخل قصر شد و بعد از گفتن مطالبی از او این سوال را کردند و او در پاسخ زیر گلویش را نشان داد یعنی اگر صلح کنید کشته خواهید شد . ( علت این کار این بود که او دوران قبل اسلام او بر دین یهود بود واز همین قبیله نیز می  بود .)

فرشته ی وحی خبر این جریان را آورد و آیه نازل شد .
« یا ایها الذین آمنوا لا تخونو الله و الرسول  » (انفال /27 )
یعنی : ای کسانی که ایمان آوردید به خدا و رسولش خیانت نکنید .
همین که او پایش را از قصر بیرون گذاشت متوجه اشتباه بزرگش شد و مستقیم به مسجد رفت و خود را به ستون مسجد بست و تصمیم بر توبه گرفت به طوری که هفت روز نه چیزی خورد و نه نوشید و فقط همسرش برای نماز اورا از ستون مسجد  باز میکرد و بعد دوباره می بست .  
تا اینکه بالاخره امیر المونین آمد و دست روی سرش کشید و فرمود برو که توبه ات قبول شد و گریه هایت جواب داد
« ان الله یحب التوابین و یحب المطهرین »

اما توبه ی من ...
http://tarannomzohoor.mihanblog.com